«مانور امنیت» نوع دوم!
قتل فرزاد کمانگر و چهار زندان سیاسی دیگر در بامداد امروز یکشنبه 19 اردیبهشت قلب مردم ایران را شکست. بقول یکی از دوستان گویی امروز غباری سراسر تهران را فراگرفته، بغض و خشم همه را کلافه کرده است. اما در پایان امروز چنانکه از روحیه مردم خارج از کشور میتوان فهمید، با توجه به تظاهرات های پرشور و رادیکال در بسیاری شهرهای اروپا از جمله پاریس، لندن، فرانکفورت، استکهلم، کلن، بروکسل و طنین انداختن شعار "مرگ بر جمهوری اسلامی"، و با توجه به حمله خودجوش به سفارتخانه های رژیم، میتوان حدس زد که این تازه یک شروع است. این قتل ها سنگدلانه طوفانی از اعتراض در جامعه و موجی از رسوایی جهانی علیه رژیم اعدام و اسلام برمی انگیزد.
جمهوری اسلامی احتمالا اینرا میتوانست حدس بزند. اما آب از سرش گذشته است. این جنگ بقاء یک حکومت اسلامی متعفن علیه جامعه ای مدرن و مترقی و آزادیخواه است. کشتن 5 زندانیان سیاسی تحت عنوان "بمب گذار"، قتل 45 افغانستانی مقیم ایران تحت عنوان "قاچاقچی"، دستگیری 80 جوان در "مجلس لهو و لعب" در تهران، اراجیف امام جمعه ها علیه زنان و "بد حجابی زلزله ساز"، نگرانی های مختلف از "فاز دوم فتنه"، حرکاتی نظیر سفر تبلیغاتی احمدی نژاد به نیویورک و ضیافت شام برای اعضای شورای امنیت سازمان ملل، همه و همه گوشه های مختلف یک پکج دست و پا زدن برای بقاء است. یک پکج جنایت و پیسی! جمهوری اسلامی در ته چاه چمکران گیر افتاده و دیوانه وار میکشد تا مگر زنده بماند. اما بیشتر در این چاه فرو میرود.
چندماه قبل از شروع انقلاب حاضر، رژیم اسلامی متوجه خطر شده بود و دست به "مانور امنیت اجتماعی" زد که مانع آن شود . نیروی انتظامی اش را به خیابان آورد و رسما اعلام کرد که علیه بدحجابی و سکولاریسم و فمینیسم و لائیسم و مارکسیسم و هر ایسم دیگری که بلد بودند و برای حفظ حکومت اسلام آماده جنایت اند. "مانور امنیت" البته نتوانست جلوی انقلاب را بگیرد. برعکس این رژیم اسلامی بود که زیر ضربات تظاهرات های میلیونی شورانگیز و حمایت وسیع جهانی در هم پیچید و در تظاهرات 6 دی (عاشورا) صدها نفر از همان نیروی انتظامی مانورچی اش روانه بیمارستان شد و رژیم تا مرز سقوط پیش رفت. اما بعد از 22 بهمن وقفه ای در کار انقلاب افتاد که در یادداشت های قبلی در مورد آن صحبت کردیم. اکنون به نظر میرسد به پایان این دوره وقفه نزدیک میشویم. اکنون نشانه فاز دوم انقلاب به چشم میخورد (مثلا در اول ماه مه امسال) که مشخصه آن چپ تر بودن و رادیکال تر بودن انقلاب است. در چنین شرایطی رژیم به این فکر بکر افتاده است که "مانور امنیت" کذایی را بنوعی تکرار کند و دست به "حمله پیشگیرانه" علیه انقلاب بزند. این در واقع "مانور امنیت" از نوع دوم است که البته مقادیر زیادی جرثقیل و چوبه دار و کهریزک از جلوی جامعه رژه میرود. اما اگر "مانور امنیت" اول توانست جلوی انقلاب را بگیرد، این مانور دومی هم قادر خواهد شد مانع ورود انقلاب به فاز بعدی شود. نتیجه میتواند کاملا برعکس باشد و خود موجب سرعت بخشیدن به حرکت انقلاب و ورود به فاز دوم باشد. فازی که انقلاب متشکل تر و قدرتمند تر به به پیش خواهد رفت و در قدم اول کار ناتمام 6 دی را تمام خواهد کرد. (9 می 2010، 19 اردیبهشت 89)
وبلاگ
شخصي مصطفی صابر عضو کمیته مرکزی و رئیس دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران