خانه > یادداشت > امروز انسان خدا شد!

امروز انسان خدا شد!

امروز 21 ماه مه 2010 روز بزرگی برای تمام بشریت برای تمام تاریخ است. امروز اعلام شد که برای اولین بار بشر توانست موجود زنده تک سلولی جدیدی را خلق کند. امروز انسان به معنی بیولوژیکی کلمه هم «خدا» شد!

این تحول عظیم علمی و تکنولوژیک نه فقط شروع یک انقلاب صنعتی نوین است، که در عین حال یک انقلاب فلسفی – سیاسی هم هست. تولید حیات توسط انسان، مذهب این بلای جان انسانها در چند هزار سال گذشته و بخصوص بلای جان انسانهای زمان ما را بشدت تضعیف خواهد کرد. به خرافه و جهل بطور کلی شدت لطمه خواهد زد. انسان را بیش از پیش به درک قدرت خود و جدی گرفتن آن رهنمون خواهد کرد. این سندی مسلم بر یک انقلاب فکری است که انسانها سازنده تاریخ و طبیعت پیرامون خود هستند. این انقلاب فکری را مارکس آغاز کرد. در تزهای درباره فوئرباخ در 1845 او تمام فلسفه پیشین را نقد کرد که چرا واقعیت بیرونی را یا محصول ماده بدون دخالت انسان می داند (ماتریالیسم) و یا محصول یک روح ابدی و غیر واقعی (آیده الیسم). او در همان تزها نشان داد که پدیده های عینی پیرامون ما یا در عین حال حاصل «پراتیک» ما است و یا تا آنجا میتوانیم آنها را  بشناسیم که در رابطه با «پراتیک» ما  قرار گیرند. او نشان داد که توضیح جهان فقط با عمل انقلابی و اجتماعی انسانها برای تغییر دائمی آن ممکن است. انقلاب علمی – صنعتی امروز، یعنی خلق حیات توسط بشر، نشان داد که انسانها و پراتیک انقلابی آنها نه فقط سازنده تاریخ است که  جهان طبیعی را هم هر اندازه که در ارتباط با انسان باشد بسرعت تحت تاثیر خود قرار میدهد و حتی خلق میکند!

اما متاسفانه واقعیت این است که انقلاب عظیم تکنولوژیکی که امروز صورت گرفت تا آنجا به کار بشریت خواهد آمد که مناسبات اجتماعی موجود اجازه میدهد. این انقلاب هم مثل بقیه انقلابات صنعتی تا آنجا که سود سرمایه و بانکها و بورس ایجاب کند  مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اما لااقل بعد از این اختراع شگفت انسانها از خود می پرسند در حالیکه میتوانند حیات را خلق کنند چرا  از حل مصائب و مشکلات خود، یعنی فقر و نابرابری و بیکاری و بحران و جنگ و فحشاء و دیکتاتوری و جنایت و حاکمیت خرافه نا توانند؟ مارکس جواب این را هم قبلا و به روشنی داده است. «فلاسفه جهان را به انحاء گوناگون تفسیر کردند، مساله اما تغییر آنست»! انسانها با پراتیک انقلابی خود باید جهان وارونه فعلی که بر حاکمیت سرمایه و مالکیت خصوصی بر کار و فعالیت خلاق بشر متکی است را از قاعده خود بر زمین بگذارند.

خلق حیات توسط انسان پیروزی بزرگ انسانیت بر خرافه و جهل است، سند مسلمی برای اثبات تئوری مارکس است و امکانات زیادی برای رهایی بشر از قید و بند بردگی مزدی انسانها، این آخرین شکل بردگی، فراهم خواهد آورد.

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.